خبر بر کنار شدن رئیس و مدیر خاطی بیمارستان اعصاب و روان سعادتآباد، دل تمامی دلسوزان و علاقهمندان این جانبازان را خوشحال نمود. به همين منظور از مدیران بعدی میخواهیم که با تمام توان در جهت رفع مظلومیت از این عزیزان تمام تلاش خود را بهکار بگیرند، به طوریکه قصور و ظلمهای صورت گرفته در سنوات گذشته جبران شود. و مطمئن باشند که دلسوزان این نظام همچنان نحوهي خدمت به این عزیزان را زیر نظر دارند و دست خدمتگذاران این عزیزان را بوسیده و در صورت کوتاهی مجدد و یا ابزاز خشونت نسبت به آنها موارد را به اطلاع مسؤولان و ملت بزرگوار خواهند رساند. البته تغیير مدیریت این بیمارستان به معنی حل شدن مشکل جانبازان پاکدل ( اعصاب و روان) نیست و باید تمامی آسایشگاهای کشور مورد بررسی مجدد قرار گیرد و مدیران خوب، تشویق و مدیران خاطی نه تنها بر کنار بلکه مورد بازخواست و حتي محاکمه قرار گیرند و قدم بعدی برکناری و محاکمه مسئولان مافوق این مدیران برکنار شده میباشد، که چرا در سالهای گذشته نسبت به اینگونه تخلفات بیتفاوت بوده اند و اگر ادعا میکنند که از این موارد اطلاع نداشتهاند، که خود این ادعا ،عذر بدتر از گناه ميباشد. نظیر مسئول بهداشت و درمان، مسئول حراست و مسئول بازرسی بنیاد كه از جمله این مسؤولان میباشند. و ضمن تشكر ويژه از مقام معظم رهبری به جهت پيگيريهاي مستقيمشان، در خواست مینماییم که توجه بیشتری را به این عزیزان مبذول نمایند.
نكتهي اول:
چند روز قبل كه به ديدار جانبازان عزیز پاکدل در آسایشگاه سعادتآباد رفته بوديم در كنار همه مظلوميتها ديدم كه حدود 70 الي 80 جانباز بستري در اين آسايشگاه در گرماي مرداد ماه آب خنك براي خوردن ندارند و ليوانهاي آبي رنگ پلاستيكيشان را از آب گرم شير پر ميكردند و ظاهرا" تنها آبسرد كن موجود در اطاق پرسنل قرار داشت كه جانبازان حق استفاده از آن را نداشتند . و درحالي كه اين عزيزان آب سرد براي خوردن نداشتند مديريت بيمارستان در حال رنگ كردن نردههاي روي ديوار بودند و اين در حالي بود كه مطمئنا"با هزينه رنگ اين همه حصار دور ديوار كه نيازي هم به رنگ زدن نداشت ميتوانستند چندين آب سرد كن خريداري شود و ياد اين ضرب المثل افتادم كه خانه از پاي بست ويران است خواجه در بند نقش ايوان است. و با عنايت به ناتواني بنياد در نگهداري اين عزيزان بايد خودمان با جمع آوري افراد خير نيازهاي اوليه آنها را بر طرف نمايم كه الحمدلله در روز نيمهي شعبان مشاهده شد كه عزيزان ملاقات كنندهي اين جانبازان اقدام به خريد و نصب يك دستگاه آبسردكن كردهاند كهاين خود يكي از بركات حضور بچهها در آسايشگاه سعادتآباد است.
نكتهي دوم:
بنده با توجه به اينكه بيكار ميباشم مبلغ 20000 تومان براي خريد ديگر مايحتاج اين عزيزان كنار گذاشتهام فقط اي كاش دوستان ديگر نيز همت كنند و با ياري هم شماره حسابي را به همهي دلسوزان نازنينان جانباز اعلام نماييم و يا محلي كه اين پولها بايد آنجا جمع آوري گردد تا خود راسا اقدام به تهيهي مايحتاج اينان گرديم و يا در هيئتها و مساجد براي اين عزيزان كمك جمع آوري گردد . تا شايد مسئولين خجالت بكشند.
نكتهي سوم:
شنيده بودم كه يكي از جانبازان آسايشگاه سعادت آباد بيش از يكسال است كه در پارك ميخوابد اما باور نميكردم تا اينكه چند روز قبل موفق شدم وي را در پارك قبل از پل سيد خندان روبروي بيمارستان رسالت پيدا كنم. باورم نميشد در بين اين افراد كارتن خواب با لباسهاي كثيف از جانبازان جنگ هم باشد عزيزاني كه همه هستي و جواني خود را فداي اين مملكت نمودند تا مردم در آسايش باشند اما خود امروز آسايشي ندارند و تنها بهره آنها از اين انقلاب و جنگ تن و رواني بيمار و چند شپش در لباسهايشان است . اي كاش مسئولين نيز كمي احساس خجالت و احساس گناه در وجودشان ديده ميشد، آنهايي كه هنوز هر وقت از جانب قدرتهاي خارجي احساس خطر ميكنند تصاوير رشادتهاي اينها را در 8 سال دفاع مقدس نشان دشمنان ميدهند.
نكتهي آخر:
من به همه دوستاني كه نكتهي فوق را خواندند توصييه ميكنم به ديدار اين جانباز عزيز بنام «بهزاد شماس» رفته و براي او غذاي گرم، لباس نو و تميز و يك شاخه گل سرخ هديه ببرند! و همچنين در دفعات بعد هم با مراجعه به اين وبلاگ از برنامه و تاريخ و ساعت بازديد دوستان از آسايشگاه سعادتآباد مطلع شده و هر از چندگاه به صاحبان اصلي اين انقلاب سرس بزنند.
يا حق...
بيعتي مجدد با جانبازان پاكدل
وعدهي ديدار، جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۸۷ ، ساعت ۱۰ صبح، انتهاي سعادت آباد، مجاور بزرگراه اوين، آسايشگاه جانبازان پاكدل (بيمارستان روانپزشكي سعادت آباد)
با همهي دوستان و آشنايان تشريف بياوريد.

ظرف يكي دو هفتهي گذشته، فيلم مستندي در محافل
خصوصي و در بين محارم انقلاب به نمايش در آمده كه دل هر انساني را به درد ميآورد.
اين فيلم كه نمونهي مكتوب آن در سال 1380 و در شمارهي 136 هفتهنامهي يالثاراتالحسين به چاپ رسيده بود، قصهي محنتبار جانبازان پاكدل (اعصاب و روان) است كه در آسايشگاههاي معدود و محدود اينگونه جانبازان در سراسر كشور (به خصوص آسايشگاه سعادتآباد) مورد آزار و اذيت پرسنل بنياد مربوطه قرار گرفته و در شكنجههاي بيشمار و علني به شهادت ميرسند.
همانطور كه گفته شد، نمايش خصوصي اين فيلم باعث رنجش بسياري از دوستان شد و براي آنكه حساسيت موضوع به اطلاع مسؤولان امنيتي و اجرايي و قضايي نيز برسد، از بسياري از اين عزيزان نيز براي ديدن اين شكنجهها و كشتار نيز دعوت به عمل آمده بود تا حجت در هر زمينهاي و براي همهگان تمام شود. در جلسات متعددي كه به اين منظور و با حضور دوستان صاحبنظر و مسؤولان مربوطهي پيشگفته برقرار گرديد، تصميم بر آن شد (همانطور كه در پست پيشين آمده) در اولين جمعهي ماه رجب و پيرو اقدامات چندبارهي بعضي از همرزمان اين عزيزان در هفتههاي گذشته، دوستان مطلع از موضوع و معترض به آن، با اين جمع به عيادت جانبازان فوقالذكر بروند.
در بين ديداركنندهگان (آنطور كه دوستان پيشكسوت جبهه و جنگ نيز گفتند) مسؤول حراست بنياد شهيد و امور ايثارگران نيز حضور داشت و به شكل ناشناس و براي بررسي موضوعات مطروحه، با برخي از دوستان پيشكسوت به گفت و گو پرداخت و آنچهكه در اين چند روز گذشته (و حتا چندين سال گذشته) پيشآمده و بر جانبازان و خانهوادههاشان گذشته بود، در يك جملهي اين مسؤول معذور، توجيه شد و آن اينكه «همكاران ما براي كنترل اوضاع اين جانبازان، مجبور به اعمال خشونتاند»! و اين همان چيزي بود كه ديگر مسؤولان مطلع از موضوع بارها براي توجيه شكنجهها و آزارهاي اعمال شده به اين ايثارگران با ما و ديگران در ميان گذاشته بودند. و جالب اينكه هر بار هم اين توجيه توسط كارشناسان مربوطه و روانشناسان، با ادلهي علمي (و حتا شرعي و انساني) رد ميشود.
در هر صورت، كميتهي پيگيري كنندهي حقوق اين جانبازان كه در چند جلسهي گذشته كار خود را شروع كرده، تا احقاق كامل حقوق اين عزيزان، موضوع را دنبال كرده و به وسيلهي اين وبلاگ به اطلاع عموم ميرساند.
در پستهاي بعدي نيز سعي ميشود گزارش درج شده در شمارهي 136 نشريهي يالثاراتالحسين از منظر دوستداران فرهنگ ايثار و شهادت و آناني كه قلبشان براي عدالت و انصاف علوي و مهدوي ميتپد، بگذرد. انشاءالله.

مرا این پشت مگذارید بی تاب
گناهم چیست پایم بود در خواب

در اولین جمعهی ماه مقدس رجب المرجب، بر آنیم که ما قبرستاننشینان عادات سخیف، بر دست نجات کرانهی ابدی و ازلی نشینان وجود، خود را بیاویزیم و با جمعی از یاران جاماندهی جاوداناثر احمد متوسلیان و محمد ابراهیم همت و دیگر بزرگان لشگر 27 محمد رسولالله صلیالله علیه و آله و سلم، در آسایشگاه جانبازان پاکدل حضور به هم رسانیم.

وعدهی دیدارمان : جمعه بیست و یکم تیر، رأس ساعت 10 صبح، انتهای سعادت آباد، مجاور بزرگراه اوین، آسایشگاه جانبازان پاکدل (بیمارستان روانپزشکی سعادتآباد) .
لطفا با دوستان و آشنایان تشریف بیاورید.

«عجب از ما واماندهگان زمینگیر، که در جست و جوی شهدا، به قبرستانها میرویم!»
شهید سید مرتضا آوینی